چرا دولت‌ها هزینه‌های سنگین ساخت ابزارهایی مانند تلسکوپ، ماهواره و فضاپیما را متقبل می‌شوند، در حالی که سود تجاری چندانی هم برای آن‌ها ندارد؟ این سرمایه‌گذاری‌ها چه دستاوردی برای بشر دارد؟

پاسخ اختصاصی به کانوت:

روزنامه‌نگار علمی - مترجم کتاب‌های علمی از جمله راهنمای عملی اخترشناسی

640px-James_Webb_Space_Telescope_Mirror37

به نظرم از چند زاویه می توان به این پرسش پاسخ داد:

الف: توسعه و جایگاه بین‌المللی کشورها: سرمایه‌گذاری در زمینه‌ی علوم و دانش‌های بنیادی، فناوری‌های پیشرو و تحقیقات مربوط به مرزهای دانش و فناوری، ضرورت حیاتی برای توسعه کشورها و تضمینی برای موفقیت آیند‌ی آن‌ها است. فرآیند توسعه‌ی همه‌جانبه از جمله شامل توسعه علمی و فنی می‌شود و برای این‌که در این توسعه وقف‌ای صورت نگیرد علاوه بر حوزه‌هایی که کاربردهای فوری و سریع فناوری دارند و یا اثر آن را می‌توان به صورت فوری در زندگی روزانه مردم مشاهده کرد، لازم است بر روی دانش‌هایی محض و یا آینده‌نگرانه توجه کافی را اعمال کرد. بسیاری از این دانش‌ها در آینده بستر رشد دانش و فناوری‌های کاربردی را فراهم می‌کند. از سویی در روابط بین‌المللی امروز، جایگاه علمی و فنی یک کشور و مشارکت آن در حوزه‌ی دانش‌های بنیادی و مرزهای دانش و فناوری شاخصه‌ای برای ارزیابی جایگاه آن کشور به شمار می‌رود و به همین دلیل بسیاری از کشورهای در حال توسعه در کنار انگیزه‌های مربوط به توسعه یافتگی برای اینکه جایگاه بهتر و قابل احترام‌تر و موثرتری در معادله‌های روابط بین‌الملل به دست بیاورند فعالیت در این حوزه‌ها را تشویق کرده و از آن حمایت می‌کنند.

sts121s030

ب: آینده‌نگری : بسیاری از این سرمایه‌گذاری‌هایی که امروز به نظر بسیار نظری، بنیادی و یا محض و بدون کاربرد تجاری و یا استفاده فوری فناوری می‌آیند بر مبنای بررسی‌های آینده‌نگرانه طراحی شده‌اند. زندگی ما در این سیاره به شدت متغیر و در حال تکامل است و به همین دلیل برای اینکه بتوان آینده را تضمین کرد باید نگاهی بلندمدت‌تر از نیازهای روزمره به اتفاقات و نیازهای آینده داشت. فعالیت‌های فضایی برای مثال اگر چه به شدت هزینه‌بر هستند و بسیاری از آن‌ها بازده فوری ندارند، اما بر اساس برخی از مدل‌های آینده‌نگری در آینده‌ای نه چندان دور نقش کلیدی را در سرنوشت ما بازی خواهند کرد. اتفاقی که از هم اکنون نیز نشانه‌های آن پیدا است. زمان پرتاب اسپوتنیک – ۱ به مدار زمین بسیاری دیدگاه محدودی نسبت به آینده ماهواره‌ها داشتند اما امروز کم‌کم کاربردهای روزمره‌ی آن‌ها مشخص می‌شود. امروز همه ما از ابزارهایی نظیر ارتباطات ماهواره‌ای، ماهواره‌های هواشناسی، نقشه‌های تهیه شده از سوی ماهواره‌ها و ابزاری مانند موقعیت‌نمای جهانی GPS استفاده می‌کنیم این‌ها بخش اندکی از فعالیت‌های روزانه‌ای است که فناوری پیش رو ۵۰ سال پیش برای ما به ارمغان آورده است. نقش این تحقیقات و تبدیل آن‌ها به فناوری‌های سود‌آور و کارآمد در آینده حیاتی است. این روزها با داغ بودن مسایل مربوط به مشکلات اقتصادی فرآیند اقتصاد پژوهش و تحقیقات به شاخه‌ای جدّی بدل شده و حتی بنیادی‌ترین کاوش‌ها نیز با طرح‌های اقتصادی مشخص مطرح و پیگیری می‌شوند.

پ: فناوری‌های حاشیه‌ای : بسیاری از اوقات آنچه ما به شکل محصول نهایی یک پروژه گران‌قیمت می‌بینیم در واقع آخرین شانه از یک تنه‌ی درخت با شاخ و برگ‌های زیاد است. برای مثال ساخت یک رصدخانه نظیر رصدخانه‌ی ملی ایران را در نظر بگیرید. ما در نهایت محصول نهایی را در قالب یک رصدخانه‌ی اپتیکی در نظر می‌گیریم. اما برای رسیدن به آن نقطه (البته به شرط طی شدن همه مراحل مطابق برنامه‌های درست و اصولی) ده‌ها و صدها فناوری ریز‌تر توسعه پیدا می‌کند. برای ساخت رصدخانه باید مکان آن را مشخص کنید برای این کار باید محلی را تعیین کنید که مشخصه‌ی دید آن در بهترین شرایط ممکن باشد، به همین دلیل شما باید فناوری‌های مختلفی را برای رصد و تحلیل داده‌‌های جوی توسعه lhc-3دهید، باید روش‌ها و منابع لازم برای داده‌نگاری و تحلیل آن‌ها به دست آورید، برای ساخت بنا، باید معماری ویژه‌ای را توسعه دهید که ویژگی‌های مختلفی نظیر، کنترل دما و رطوبت ، مقاومت در برابر لرزه و … را در بر داشته باشد ، برای ساخت بدنه باید روش‌های مهندسی را توسعه دهید و برای ساخت تلسکوپ باید فناوری‌های موجود در زمینه‌ی اُپتیک، مواد و همین‌طور علوم رایانه و … را ارتقا بخشید. اگرچه محصول نهایی یک رصدخانه به نظر می‌آید اما در این راه انبوهی از خُرده فناوری‌های کاربردی توسعه می‌یابد و می‌تواند در بخش‌های دیگر به کار گرفته شود. به طور مشابه در حوزه‌ای نظیر ماهواره‌ها و صنایع فضایی نیز به همین ترتیب است. یا مثلاً آنچه در سِرن و در جریان ساخت شتاب‌دهنده بزرگ هادرونی رخ داد در واقع توسعه‌ی انبوهی از فناوری‎‌های مهم و انتقال آن‌ها به فراتر از مرزهای در دسترس زمان خود بود. محصول نهایی اگرچه یک شتاب‌دهنده است اما از دل آن صدها خُرده فناوری تولید شده است.

ت: ذات انسان: ما برای چی زنده هستیم؟ چه چیزی میان ما به عنوان انسان با دیگر حیوانات تفاوت ایجاد می‌کند؟ بسیار پیش می‌آید که افراد می‌گویند آیا بهتر نیست هزینه این تحقیقات صرف امور روزمره شود؟ در این که ما با مشکلات حاد و جدی و روزمره سرو کار داریم شکی نیست اما واقعیت تلخ این است که این مشکلات با تغییری در ظاهر همیشه به یک شکل و یک شدت وجود داشته است. از این نظر ما تفاوت چندانی با انسان‌های غار نشنین نداریم. ما همانند آن‌ها باید برنامه‌ریزی روزانه‌ای داشته باشیم تا بتوانیم نیازهای اصلی خود، غذا، پوشاک، محلی برای زندگی و ابزاری برای آرامش را فراهم کنیم. شکل این نیازها و روند تهیه آنها تغییر کرده است اما اصل ماجرا چندان تفاوتی ندارد. آنچه ما را از بقیه گونه های این سیاره مجزا می‌کند کنجکاوی، میل به دانستن و ماجراجویی و پرسش‌گری و روح اکتشاف‌گر است. این فعالیت‌ها هزینه‌بر است. زمان می‌طلبد و با توجه به پیچیده‌تر شدن اوضاع جهانی که هدر آن زندگی می‌کنیم همین ابزارهایی که بتواند این نیاز و این میل به دانستن بیشتر ما را تامین کند هزینه‌بر است. این بودجه‌ها که صرف دانش‌های بنیادی، فناوری‌های پیشرو، مرزهای دانش و انتقال این دانسته‌ها به دیگران می‌شود در واقع هزینه‌ای است که ما بابت انسان ماندن خود می‌پردازیم. این بهایی است که باید بابت سفر شگفت‌انگیز و ماجراجویانه به میانه‌ی اقیانوس ناشناخته‌ها پرداخت کنیم و البته قرار نیست همیشه سفرهای ماجراجویانه‌ ما را به جزیره گنج برساند.

ث: فرض اشتباه: این سوال بهانه‌ی خوبی بود که موارد بالا را یک بار مرور کنیم اما واقعیت این است که برخلاف ظاهر ماجرا و خبرهایی که گاه‌‌گاه می‌شنویم این پژوهش‌ها آنچنان هم گرnasa-1ان‌قیمت نیستند. شاید باورش کمی مشکل به نظر بیاید اما واقعیت این است که مقایسه سرمایه‌‌ای که کشورهای مختلف به امور پژوهشی خود اختصاص می‌دهند (و طبیعتاً همه‌ی این بودجه مستقیم صرف فرایند پژوهش نمی‌شود) عدد چندان قابل‌توجهی نیست. بالاترین بودجه‌ی پژوهشی را در حال حاضر ایالات‌ متحده به خود اختصاص داده است (این بودجه کل بودجه‌ی پژوهشی را شامل می‌شود و نه تنها بودجه‌ی مربوط به فعالیت‌های فناوری‌های نو و دانش‌های بنیادی) که عددی معادل ۴۰۵ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۱ و معادل ۲٫۷ درصد تولید ناخالص ملی این کشور است. البته از نظر درصد بودجه‌ی پژوهشی نسبت بهGDP  کشورهای اسراییل (۴٫۲%)، ژاپن سوئد(۳٫۳%) فنلاند (۳٫۳%) و کره‌ی جنوبی (۳%) بالاتر از ایالات متحده قرار دارند اما به دلیل پایین‌تر بودن GDP آن‌ها کل بودجه‌ی پژوهشی آن‌ها عدد کمتری به شمار می‌رود. بر اساس آمارهای سال ۲۰۱۰ در ایران این نسبت ۰٫۷%  است.

به عنوان مثالی خاص به سازمان هوا و فضانوردی آمریکا – ناسا – نگاه کنید. این سازمان با همه زیر مجموع‌ها و بخش‌های فعالش یکی از فعال‌ترین و بزرگ‌ترین آژانس‌های ملی در حوزه‌ی علوم و صنایع فضایی و زیر شاخه‌های وابسته به آن به شمار می‌رود. کل بودجه‌ی این سازمان در سال ۲۰۱۲ در حدود ۰٫۴۸%  بودجه فدرال تخمین زده می‌شود. کافی است این عدد را با بودجه‌ی نظامی همین کشور مقایسه کنید تا به ناچیز بودن هزینه‌ای که صرف پژوهش می‌شود پی ببرید (این عدد در سال ۲۰۱۲ حدود ۲۵ درصد کل بودجه‌ی فدرال بوده است)

  • ناصر داودپور

    با سلام از این پرسش تعجب میکنم چون بشر برای یافتن و دانستن بدنیا میاید نه برای پول جمع کردن و کسی که پرسیده نمیداند که دانش سرمایه است یک دکتر از دانش خود از مریض پول میگیرد و زملنی که سیب از درخت افتاد نیوتون قوانین را نوشت و سودی نبرد و گالیله با تلسکوپ دست ساز نگاه کرد و با کشف خود جهان دانش را زیر و رو کرد ولی پولی که سود نکرد جان را هم در خطر گذاشت و اسلام دستور دارد علم را بیاموزید از تولد تا مرگ و با همین وسایل بفضا رفته ایشان از اینتر نت استفاده کرده و پرسیده چرا ارسال لوازم برای دولتها سود نداره ولی انجام میدن دادن که شما موبایل داری و ماهواره تماشا میکنی و ارتباط ات دیگری داری و وووو کاش کمی وقت میگذاشتی و کمی کتاب و مجله علمی میخوندی . به امید دانستن بیشتر برای همه

  • نازی

    عجب جواب طولانیه…. آقای ناظمی خیلی مفصل جواب میدن دستتون درد نکنه. آقای حامد خوش به حالتون

  • Pingback: پوریا ناظمی » داستان پر حاشیه میمون فضا نورد()

تمام حقوق این سایت برای © 2017 پرسش و پاسخ محفوظ است. خدمتی از کانون نگارش و ترجمه کانوت
قدرت گرفته از وردپرس فارسی