چرا با این‌که نقش ایرانیان و مسلمانان در پیشبرد نجوم‌ بسیار پر رنگ بوده حتی در بعضی موارد مرز‌شکنی هم داشته‌اند، اما این نقش در محافل علمی خیلی مورد توجه نیست؟ حتی در بعضی کتب معتبر نجوم نقش دانشمندان مسلمان در حد ترجمه‌ی آثار یونانی، تنزل می‌یابد؟

پاسخ اختصاصی به کانوت:

دانشجوی دکتری تاریخ و فلسفه‌ی علم، مؤسسه‌ی پژوهشی حکمت و فلسفه‌ی ایران

Taqi_al_din_None

مورخان علم در اوایل قرن بیستم تصور خامی نسبت به تاریخ علم در تمدن اسلامی داشتند. به همین دلیل تصویری که از نقش دانشمندان اسلامی در تاریخ علم ارائه دادند به ترجمه و انتقال علوم یونانی محدود می‌شد. اما با پیشرفت رشته‌ی تاریخ علم اسلامی، نقش پُررنگ و مؤثر دانشمندان این دوره هر چه بیشتر خود را نشان داد. به ویژه مشخص شد که منجمان تمدن اسلامی به تصحیح و نقد مدل‌های سیاره‌ای بطلمیوسی دست زده‌اند و نه تنها بعضی پارامترهای رصدی و محاسباتی بطلمیوس را تصحیح کرده‌اند بلکه از قرن هفتم به بعد مدل‌های سیاره‌ای پیچیده‌ای به عنوان مدل‌های غیربطلمیوسی برای حرکات افلاک و سیارات ارائه دادند که تأثیراتی نیز بر مدل‌های سیاره‌ای کپرنیکی داشته‌اند.

اما متأسفانه به نظر می‌رسد که این دستاوردها و پیشرفت‌هایی که در تاریخ نجوم اسلامی به ویژه از نیمه‌ی دوم قرن بیستم به دست آمد، نتوانسته است به طور کامل بر دیدگاه قدیمی که نقش منجمان اسلامی را تنها ترجمه و انتقال علوم می‌دانست غلبه کند و هنوز بسیاری از نویسندگانی که با تاریخ علم آشنا نیستند نقش منجمان اسلامی را دست کم می‌گیرند. در این زمینه مطالعه‌ی این مقالات توصیه می‌شود:

چه زمانی علم در دورۀ اسلامی افول کرد، نوشتۀ جمیل رجب

When did Islamic science die (and who cares)?– Dr. Jamil Ragep

علاوه‌براین کم‌توجهی به نقش منجمان اسلامی دلیل دیگری نیز دارد و آن اینکه نباید نقش نجوم اسلامی را بیش از آن که واقعاً بوده است دانست. به واقع نمی‌توان در تاریخ نجوم اسلامی جایی را دید که پرادایم بطلمیوسی را کنار گذاشته شده باشد. و استفاده از عبارت «مرز شکن» درباره‌ی نجوم اسلامی به نظر صحیح نمی‌آید. باید پذیرفت که نجوم اسلامی هیچ گاه انقلابی در حد انقلاب کپرنیکی یا کپلر ایجاد نکرد و در همان پاردایم یا سرمشق‌های بطلمیوسی ماند. منجمان اسلامی نجوم بطلمیوسی را پیشرفت دادند و راه‌حل‌های جدید ارائه کردند و اشکالات را رفع کردند و نوآوری‌های بسیاری داشتند ولی نقاط کلیدی نجوم بطلمیوسی همچنان تا زمان کپرنیک و کپلر دست نخورده باقی ماند. هیچ کدام از منجمان اسلامی به طور جدی مثلاً از نظریه‌ی خورشید مرکزی یا چرخش زمین یا نفی افلاک حمایت نکرد و ادعاهایی که در این زمینه می‌شود پشتوانه‌ی علمی ندارد. مفهوم فلک و حرکت غایی آن‌ها و عدم استفاده از مفاهیم مکانیکی در نجوم اسلامی همه و همه باعث می‌شود که آن را ادامه‌ی نجوم بطلمیوسی بدانیم در حالی که این مفاهیم در انقلاب علمی قرن هفدهم میلادی متزلزل شدند.

بنابراین عجیب نیست که در یک کتابی که تخصصی تاریخ نجوم نیست و تنها می‌خواهد خلاصه‌ای از تاریخ نجوم را در فصل اول کتاب ارائه کند ، به جزئیات دستاوردهای نجوم اسلامی اشاره نشود. زیرا این دستاوردها معمولاً در جزئیات مباحث است و تغییرات انقلابی در آن‌ها دیده نمی‌شود.اما در کتاب‌هایی که به طور تخصصی تر به تاریخ نجوم می پردازند معمولاً به نقش دانشمندان اسلامی بیشتر توجه می‌شود برای مثل به این منبع مراجعه کنید

linton, A history of mathematical astronomy, Cambridge, 2004, pp. 87-112

 

  • با سلام . نظر شما درباره این صفحه از کتاب التفهیم نوشته ابوریحان بیرونی ، در دانشنامه ویکی پدیا چیه :
    http://en.wikipedia.org/wiki/File:Lunar_eclipse_al-Biruni.jpg
    گاهی نقش دانشمندانی مثل گالیله ، کپلر و مانند آنها هم زیادی بزرگ در نظر گرفته می شود . به نظر شما اینطور نیست ؟

  • و یک سوال : چرا در برنامه های سال جهانی نجوم نام و محتوای برنامه ها حول شخصیت یک دانشمند به نام گالیله بود ؟

  • ocean star

    اتفاقا چند وقت پیش مستندی درمورد تاریخچه ی علم شیمی دیدم که سازندگان اروپایی آن هیچ اشاره ای به الکل،این ماده ی مهم در شیمی،و زکریای رازی کاشف آن نکردند!!!!!!

  • چرا شب های گالیله ؟ چرا شب های ابوریحان بیرونی نه ؟ ما خودمون به این مسئله بی توجه شدیم . دیگه از بیگانه ها چه توقعی هست ؟
    گالیله شخصیت بزرگواریه و به عنوان یک دانشمند بزرگ مورد احترام ماست . ولی چرا در سال جهانی نجوم ، فقط گالیله محور برنامه ها بود ؟
    چرا به جای تلسکوپ گالیله ، رصدخانه مراغه ، نماد کهن دانش ستاره شناسی نباشه ؟

  • دوره طلایی تمدن ایرانی- اسلامی ما زمانی بود که حکمرانان و خلفایی چون مامون، هارون الرشید و … دانشمندان و علمای کشور خودمان و سایر کشورها رو فارغ از مذهب، دین و ایدئولوژی شخصی شون گرد هم می آوردند و برای علم ارزشی واقعی قائل بودند. اما الآن تو کشور ما برای یه استخدام ساده نه تنها از دینت می پرسند بلکه به مذهب و بسیجی بودن یا نبودنت هم کار دارند. من به بد و خوب بودن دین و مذهب یا بسیجی بودن یا نبودن کاری ندارم می خوام بگم جایی که پای تخصص و دانش به میان میاد این موارد نباید دخالت داده بشه. همین الآن ببینید کلی از چهره های برتر ما در زمینه ریاضیات، نجوم، فیزیک، شیمی، اقتصاد، پزشکی و . … به خارج از کشور مهاجرت کردند و در کشورهای اروپایی و آمریکایی سکنی گزیدند چرا که در اون کشورها نه تنها امکانات بیشتری در اختیارشون قرار می دن بلکه به هیچ وجه به دین و مذهب و مسلک شخصی شون هم کاری ندارند و در کل در اونجا براشون “ارزش” قائلند. سازمانی مثل ناسا از هر کجای جهان که باشه افراد با استعداد و کاربلد رو استخدام می کنه اما اینجا کافیه یه استاد دانشگاه مثلاً بسیجی نباشه، کلکش کنده است! البته این فقط مشکل الآن ما نیست و مشکلی ریشه ایه؛ به عنوان مثال هنوز یادمون نرفته که امثال میرزاحسن رشدیه ها چه سختی هایی در این کشور برای نهادینه کردن علم و دانش کشیدند. ما در کشورمون افراد با استعداد و دانشمند زیادی داریم که خب مطمئناً همشون مهاجرت نمی کنند و یه عده از اونا با تمام موانع و سختی هایی که وجود داره پرچم علم و دانش رو بالا نگه داشتند اما به نظر من یه کشور وقتی می تونه از لحاظ علمی حرفی برای گفتن داشته باشه که علاوه بر دانشمندان کشور خودش دانشمندان سایر کشورها رو هم نه با “دام و دانه” بلکه با “حسن خلق” جذب کنه، چرا که به فرموده حافظ: “به حسن خلق توان کرد صید اهل نظر // به دام و دانه نگیرند مرغ دانا را” به علاوه برای علم ارزش قائل بشه و حداقل کمی از بودجه ای رو که هر ساله برای مصارف غیر لازم و بیهوده میلیارد میلیارد هدر می ره به علم و دانش اختصاص بده. دوست خوبمون رصد خانه مراغه رو مثال زدند، عزیز من “داشتم داشتم” حساب نیست، “دارم دارم” مهمه. الآن ببینید طرح رصدخانه ملی ما در چه وضعیه؟!! و بعد مقایسه کنید با بودجه ای که صرف ساخت رصدخانه های بزرگ دنیا می شه.

تمام حقوق این سایت برای © 2018 پرسش و پاسخ محفوظ است. خدمتی از کانون نگارش و ترجمه کانوت
قدرت گرفته از وردپرس فارسی